<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فناوری های پیشرفته در بهره وری آب</title>
    <link>https://atwe.razi.ac.ir/</link>
    <description>فناوری های پیشرفته در بهره وری آب</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>مطالعه و بررسی شیوه‌ها و روش‌های کاهش آب بدون درآمد</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_3487.html</link>
      <description>هدف: هدف اصلی این مطالعه بررسی و شناسایی روش‌ها و راهکارهای کاهش آب بدون درآمد است.&amp;amp;nbsp;روش پژوهش: در این پژوهش، ابتدا با مرور و تحلیل جامع، ۱۱ راهکار بالقوه برای کاهش آب بدون درآمد شناسایی شد. برای ارزیابی و اولویت‌بندی این راهکارها، از روش کپلند استفاده شد که امکان مقایسه ساختاریافته بر اساس اثرگذاری، قابلیت اجرا و اهمیت هر راهکار را فراهم می‌کرد.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: نتایج نشان داد که مدیریت نشت در لوله‌ها و اتصالات شامل کنترل نشت فعال و غیرفعال، بازرسی مستمر، پایش نشت و تعمیر یا تعویض لوله‌ها در اولویت بالاتری نسبت به سایر راهکارها قرار دارد. سایر راهکارها مانند کنترل پمپ برای جلوگیری از پدیده ضربه قوچ، استفاده از اتصالات انعطاف‌پذیر و ثبت اطلاعات جامع مشترکین تأثیر کمتری بر کاهش آب بدون درآمد دارند.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: یافته‌ها تأکید می‌کنند که نشت از لوله‌ها و اتصالات مهم‌ترین عامل آب بدون درآمد است و اولویت اصلی در کاهش این هدررفت، مدیریت هدفمند نشت شامل کنترل، پایش و تعمیر لوله‌ها است. سایر اقدامات حمایتی می‌توانند کارایی سیستم را افزایش دهند، اما تأثیر فوری کمتری دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و ارزیابی پارامترهای نشست، جابه‌جایی و فشار حاصل از داده‌های ابزاردقیق (مطالعه موردی: سد خاکی گلستان)</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_3778.html</link>
      <description>هدف: ابزارگذاری و رفتارنگاری سدها به‌ویژه در سدهای خاکی، یکی از مراحل اساسی و لازم در فرایندهای ساخت و بهره&amp;amp;shy;برداری این سازه&amp;amp;shy;ها بوده و برای کنترل ساخت، تضمین ایمنی و کاهش هزینه&amp;amp;shy;های اجرائی آنها ضروری است. در این تحقیق رفتار سد خاکی گلستان واقع بر رودخانه گرگانرود در استان گلستان در طی دوره زمانی ساخت، اولین آبگیری و نیز دوره بهره&amp;amp;shy;برداری مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.&amp;amp;nbsp;روش پژوهش: برای انجام تحلیل موردنظر، داده&amp;amp;shy;های ابزاردقیق پیزومترها، نشست سنج‌ها و انحراف سنج‌های سد خاکی گلستان در طی سه مرحله زمانی فوق (بیش از 15 سال)، استخراج و بر اساس این داده&amp;amp;shy;ها، نشست سد و تغییر شکل&amp;amp;shy;های افقی و قائم آن طبق ضوابط استاندارد بررسی شدند. همچنین نسبت فشار آب منفذی اضافی نیز تحلیل شد.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: نتایج داده&amp;amp;shy;های ابزاردقیق و نیز مشاهدات پایین&amp;amp;shy;دست مخزن سد نشان داد که اختلاف مقادیر نرخ و میزان نشست بدنه سد در ترازهای بالاتر در مقایسه با ترازهای پایین&amp;amp;shy;تر تا حدودی بیشتر از حد انتظار است. حداکثر مقدار نشست در وسط تاج سد حدود 55 سانتی&amp;amp;shy;متر بود که در مقایسه با محدوده مجاز 5/1 &amp;amp;shy;متری قابل‌قبول است. همچنین نتایج پیزومترهای پی، آبگذری از دیواره آب&amp;amp;shy;بند با ضریب نفوذپذیری قابل‌قبول را تأیید نمود.&amp;amp;nbsp;نتیجه &amp;amp;shy;گیری: سد گلستان از نظر میزان انحراف و نشست دارای وضعیت مطلوبی بوده و ابزاردقیق، اعدادی منطقی و در محدوده مجاز را نشان می&amp;amp;shy;دهند. برخی موارد مثل نشت از المان آب&amp;amp;shy;بند اگرچه پایداری سد را به مخاطره نمی&amp;amp;shy;اندازد، اما لازم است موردتوجه قرار گرفته و به کمک تحلیل دقیق&amp;amp;shy;تر داده&amp;amp;shy;های ابزاردقیق و نیز تحلیل رفتار سازه&amp;amp;shy;ای سد مدیریت شود. به‌طورکلی و بر اساس رفتارسنجی و شواهد حاصل از بازرسی&amp;amp;shy;ها می&amp;amp;shy;توان نتیجه گرفت که سد گلستان پس از گذشت بیش از 22 سال از بهره&amp;amp;shy;برداری آن، در وضعیت مطلوبی از نظر پایداری و ایمنی قرار دارد. نتایج حاصل از پیزومترها و مشاهدات پایین&amp;amp;shy;دست بیانگر کارایی نسبتاً مطلوب تنوره و پتوی زهکش است</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهره‌وری مصرف آب و انرژی در سامانه‌ آبیاری بارانی کلاسیک ثابت برای محصول گندم (مطالعه موردی: دشت قروه)</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_3786.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش باهدف ارزیابی و مقایسه مصرف و بهره‌وری انرژی در سامانه‌های آبیاری بارانی کلاسیک ثابت با آبپاش&amp;amp;shy;های متحرک با منابع انرژی متفاوت (برق و گازوئیل) در تولید گندم آبی در دشت قروه استان کردستان انجام شد.&amp;amp;nbsp;روش پژوهش: در این پژوهش، ۱۵ مزرعه گندم آبی به مجموع مساحت 90 هکتار، از نوع رقم &amp;amp;laquo;پیشگام&amp;amp;raquo; در دشت قروه به‌صورت تصادفی انتخاب و به دو گروه CE (منبع انرژی الکتریکی) و CD (منبع انرژی سوخت دیزل) تقسیم شدند. برای اندازه‌گیری مساحت مزارع، از دستگاه GPS استفاده گردید و حجم آب مصرفی با دبی‌سنج اولتراسونیک اندازه‌گیری شد. اطلاعات مربوط به مصرف انرژی (برق و گازوئیل)، عملکرد محصول با روش کیل‌گیری، و سایر داده‌های کشاورزی مانند بذر مصرفی، کود، سموم و ماشین‌آلات از کشاورزان در قالب پرسشنامه جمع‌آوری شد. همچنین، در پایان فصل زراعی ۱۴۰۲&amp;amp;ndash;۱۴۰۳، عملکرد محاسبه‌شده با داده‌های واقعی فروش مزرعه تطبیق داده شد.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: نتایج این تحقیق نشان داد که بیشترین میزان مصرف انرژی در نظام‌های زراعی گندم در مزارع با سیستم‌های CE و CD به ترتیب مربوط به مصرف الکتریسیته (برق) و سوخت گازوئیل برای تأمین آب موردنیاز کشاورزی بود. میزان کل انرژی ورودی به مزارع به ترتیب معادل 01/73173 و 83/88507 و انرژی خروجی کل به ترتیب 118815 و 118896 مگاژول در هکتار محاسبه گردید. شاخص‌های بهره‌وری آب برای این مزارع به ترتیب 47/1 و 31/1 کیلوگرم در مترمکعب آب مصرفی بود. نسبت انرژی در مزارع به ترتیب برابر با 66/1 و 34/1و انرژی ویژه به ترتیب 26/10 و 86/12مگاژول در هکتار محاسبه شد. علاوه بر این، بهره‌وری برق مصرفی به ترتیب 01/3 و 20/2 کیلوگرم در کیلووات&amp;amp;shy;ساعت و بهره‌وری کلی انرژی نیز به ترتیب کیلوگرم به ازای هر مگاژول انرژی 09/0 و 07/0 ورودی محاسبه شد.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: میانگین کل انرژی ورودی و خروجی در مزارع CD بیش&amp;amp;shy;تر از CE بوده، اما شاخص بهره‌وری آب در مزارع CD حدود ۱۲ درصد کم&amp;amp;shy;تر از گروه CE برآورد شد. همچنین انرژی ویژه در مزارع دیزلی بیش&amp;amp;shy;تر بود که نشان‌دهنده مصرف انرژی بالاتر برای تولید گندم است. در مجموع، سامانه‌های آبیاری برقی (CE) از نظر بهره‌وری انرژی عملکرد بهتری داشتند و پیشنهاد می‌شود برق‌دار کردن چاه‌های دیزلی (CD) در اولویت برنامه‌های کشاورزی کشور قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حذف فلزات سنگین کروم، سرب، آهن از آب وپساب با استفاده از MnFe2O4 بارگذاری شده بر روی کربن فعال تهیه شده از جلبک: مطالعه سینتیک و تعادل</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_3798.html</link>
      <description>هدف: نگهداری آب سالم و نوشیدنی و بازیابی آب‌های آلوده و پساب‌ها یک امر مهم است که برای جلوگیری از بیماری‌ها و آسیب به محیط‌زیست ضروری است. رشد سریع جمعیت، شهرنشینی، فعالیت‌های صنعتی و کشاورزی و مصرف مواد شیمیایی&amp;amp;nbsp; به طور قابل‌توجهی باعث افزایش سطح آلودگی شده است. ورود مواد آلاینده به آب و پساب و تجمع آنها در آبزیان به واسطه خطراتی که برای انسان و دیگر موجودات ایجاد می‌کند، بخش مهمی از آلودگی محیط‌زیست است. روش‌های حذف فلزات سنگین مانند جذب تبادلی، فیزیکی، شیمیایی، اسمز معکوس کارایی محدودی دارند.&amp;amp;nbsp;روش پژوهش: هدف از این تحقیق بررسی کارایی جلبک فلامینتوس با نام علمی Spirogyra app به‌عنوان یک جاذب طبیعی همراه با MnFe2O4 (نانوذرات فریت منگنز) برای حذف فلزات سنگین از آب‌وفاضلاب است. در این مطالعه، تأثیر عواملی چون دوز جاذب، زمان تماس، pH و غلظت فلزات سنگین بر کارایی جذب مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین، میزان انطباق داده‌ها با ایزوترم‌های فروندلیچ و لانگمویر و سینتیک‌های شبه درجه اول و دوم تحلیل شده است. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از رگرسیون خطی و پارامتر R2 انجام شده است.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: نتایج نشان داد که افزایش دوز جاذب به 2 گرم در 50 میلی‌لیتر با غلظت 30 میلی‌گرم، راندمان حذف را 50 درصد افزایش می‌دهد. همچنین، ظرفیت جذب با افزایش pH از 2 به 12 از 25 به 50 درصد افزایش یافت.&amp;amp;nbsp;نتیجه &amp;amp;shy;گیری: داده‌ها نشان دادند که راندمان حذف با زمان تماس طولانی‌تر افزایش و با غلظت‌های بالاتر فلزات سنگین کاهش می‌یابد. ایزوترم لانگمویر و مدل سینتیکی شبه درجه دوم بهترین تطابق را با داده‌های تجربی نشان دادند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهبود دقت معادله تریمر برای برآورد تلفات تبخیر و بادبردگی سامانه‌های آبیاری بارانی بر پایه نمودار فراست و شوالن</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_3799.html</link>
      <description>هدف: استفاده از نمودار فراست و شوالن یکی از جامع ترین روش ها برای تلفات تبخیر و بادبردگی سامانه های آبیاری بارانی است. اما استفاده از نمودار مذکور، اندکی پیچیده و زمان‌بر است. تریمر روی نمودار مذکور، تحلیل‌های زیادی انجام داد که منجر به استخراج رابطه‌ای جهت برآورد تلفات تبخیر و بادبردگی شد. مزیت رابطه تریمر، سهولت استفاده و امکان کاربرد آن در برنامه‌های کامپیوتری بود اما به دلیل افزایش خطا، استفاده از آن توصیه نشده است و یا در برخی شرایط، ضرایب ثابت معادله متفاوت است. هدف از این پژوهش، افزایش دقت معادله مذور است.&amp;amp;nbsp;روش پژوهش: به‌منظور افزایش دقت معادله مذکور، نمودار فراست و شوالن، رقومی‌سازی شد و تعداد 6501 سری داده، شامل رطوبت نسبی، درجه‌حرارت محیط، کمبود فشار بخار اشباع، قطر نازل، فشار کارکرد آبپاش، سرعت باد و تلفات تبخیر و بادبردگی، از نمودار مذکور استخراج گردید. از مجموع کل داده‌ها، 70 درصد به طور تصادفی، برای آموزش و 30 درصد باقی‌مانده، جهت صحت‌سنجی معادله اصلاح‌شده، در نظر گرفته شد. از شاخص‌های آماری خطای نسبی، میانگین قدرمطلق خطای نسبی و سطح پیش‌بینی 25 درصد (P0.25، درصد مقادیر تخمینی پارامتر وابسته که کمتر از 25 درصد با مقدار اندازه‌گیری‌شده تفاوت دارند) جهت ارزیابی دقت و صحت معادلات استفاده شد.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: نتایج نشان داد که دقت معادله تریمر، مبتنی بر مجموعه‌داده‌های مورداستفاده، مطلوب نیست؛ به‌گونه‌ای که میانگین قدرمطلق خطای نسبی نتایج در حدود 25 درصد است که نشان‌دهنده عملکرد ضعیف معادله تریمر در تخمین تلفات تبخیر و بادبردگی است. همچنین بر اساس شاخص P0.25، در حدود 40 درصد تخمین‌های معادله تریمر، خطایی بیش از 25 درصد دارند. اما دقت و صحت معادله اصلاح‌شده، مبتنی بر 30 درصد داده‌های واسنجی به طور قابل‌توجهی بهبود پیدا کرد، به‌گونه‌ای که میانگین قدرمطلق خطای نسبی، به 96/4 درصد کاهش یافت و همچنین تقریباً 100 درصد نتایج، خطایی کمتر از 25 درصد دارند. همچنین برخلاف روند تغییرات زیاد خطای معادله تریمر در بازه‌های خاصی از قطر نازل و یا فشار کارکرد آبپاش، تغییرات خطا در معادله اصلاح‌شده، روندی یکنواخت داشت.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: درصورتی‌که برای برآورد تلفات تبخیر و بادبردگی در سامانه‌های آبیاری بارانی از نمودار فراست و شوالن استفاده می‌شود، پیشنهاد می‌گردد، به‌صورت مستقیم از نمودار مذکور استفاده شده و یا اینکه از معادله اصلاح‌شده پیشنهادی استفاده گردد</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر آب زیرزمینی کم‌عمق و شور در تأمین نیاز آبی و تأثیر بر محصول درخت مورینگا اولیفرا (Moringa Oleifera) در محیط‌های گلخانه و مزرعه تحقیقاتی</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_3889.html</link>
      <description>هدف: در این مطالعه به بررسی اثر آب زیرزمینی کم‌عمق و شور در کمک به تأمین نیاز آبی گیاه مورینگا اولیفرا و تأثیر آن بر محصول این گیاه در دو سال زراعی 1402 و 1403 با استفاده از میکرولایسیمتر در محیط‌های گلخانه و مزرعه تحقیقاتی گروه مهندسی آب دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی پرداخته شد.&amp;amp;nbsp;روش پژوهش: این پژوهش در قالب طرح کاملاً تصادفی به‌صورت فاکتوریل و در سه تکرار انجام شد که تیمارهای اعمال شده شامل آب زیرزمینی با سطوح شوری 1 (آب منطقه مورد مطالعه)، 2 ، 6 و 10 دسی‌زیمنس بر متر در سه عمق سطح ایستابی 6/0 ، 8/0 و 1/1 متر بود.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: نتایج نشان داد که در محیط‌های گلخانه و مزرعه تیمارهای با عمق آب زیرزمینی کم، درصد مشارکت آب زیرزمینی در تأمین نیاز آبی گیاه در هر 4 سطح شوری با کاهش عمق آب زیرزمینی، افزایش پیدا کرده است همچنین نتایج نشان داد که عملکرد برگ خشک در محیط‌های گلخانه و مزرعه تحقیقاتی، کمترین عملکرد برگ خشک مربوط به تیمارهای با شوری 10 دسی‌زیمنس بر متر و عمق آب زیرزمینی 1/1 متر و بیشترین عملکرد مربوط به تیمارهایی با شوری 1 دسی زیمنس بر متر و عمق 6/0 متر است، همچنین نتایج نشان داد که در محیط‌های گلخانه و مزرعه کمترین و بیشترین محتوی ازت در عصاره برگ‌ها به ترتیب مربوط به تیمار با شوری و عمق (1 دسی‌زیمنس بر متر، 6/0 متر) و (10 دسی‌زیمنس بر متر، 1/1 متر) بوده است. به طور کلی نتایج پژوهش نشان داد که در محیط‌های گلخانه و مزرعه تحقیقاتی کمترین و بیشترین میزان عملکرد کلسیم و آهن در عصاره برگ‌ها به ترتیب مربوط به شوری و عمق (10 دسی‌زیمنس بر متر، 1/1 متر) و (1 دسی‌زیمنس بر متر، 6/0 متر) بوده است.&amp;amp;nbsp;نتیجه&amp;amp;shy; گیری: نتایج نشانگر آن است که هر چه آب زیرزمینی فاصله کمتری تا سطح خاک داشته باشد (آب زیرزمینی کم‌عمق) به علت آسان‌تر بودن استفاده از این منبع گیاه می‌تواند درصد بیشتری از نیاز آبی خود را از طریق آب زیرزمینی تأمین نماید. اما در هیچ‌کدام از تیمارها نیاز آبی گیاه صددرصد از طریق آب زیرزمینی تأمین نشده است. همچنین نتایج به‌دست‌آمده در این پژوهش نشان‌دهنده معنی‌دار بودن اثرات عمق‌های مختلف آب زیرزمینی و کیفیت آن بر عملکرد برگ خشک، کلسیم، آهن و ازت در محیط گلخانه و مزرعه تحقیقاتی است</description>
    </item>
    <item>
      <title>آنالیز حساسیت و برآورد ضریب دبی در سرریز های نیم دایره با استفاده از روش های یادگیری ماشین</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_3823.html</link>
      <description>هدف: در این پژوهش، دو مدل یادگیری ماشین شامل ELM و XGBoost با رویکرد بهینه‌سازی بیزی و اعتبارسنجی با هدف پیش‌بینی ضریب دبی سرریزهای نیم‌دایره‌ای توسعه داده شدند.

روش پژوهش: در پژوهش حاضر، با اتکا به مجموعه داده های متشکل از ۲۳۳ داده آزمایشگاهی از دو منبع پژوهشی، شامل پارامترهای هندسی تحت سه ارتفاع متفاوت برای سرریز (معادل 15، ۲۰، ۳۰ و ۴۰ سانتی‌متر) و با چهار تعداد مختلف از سیکل هارمونیک و همچنین متغیرهای هیدرولیکی، به مدل سازی ضریب دبی پرداخته شده است. شش پارامترکلیدی در مدل XGBoost و دو پارامتر کلیدی در مدل ELM با استفاده از روش بیزی بهینه سازی شده است.

یافته ها: نتایج نشان داد که مدل XGBoost با ضریب تعیین (R&amp;amp;sup2;) برابر با 99/0 در آموزش و 92/0 در آزمون عملکرد دقیق‌تری نسبت به مدل ELM با R&amp;amp;sup2; معادل 91/0 و 879/0 در مجموعه‌های مشابه داشته است. همچنین تحلیل حساسیت با بهره‌گیری از روش‌های سوبول، موریس، آنتروپی و SHAP، پارامتر HT/P یعنی نسبت هد هیدرولیکی به ارتفاع سرریز را به‌عنوان مؤثرترین ورودی در پیش‌بینی ضریب دبی شناسایی کرد. همچنین تمام واریانس پاسخ مدل در روش آنالیز حساسیت سوبول را می‌توان تنها با تغییر در این پارامتر توجیه کرد و تأثیر متقابل آن با سایر پارامترها بسیار ناچیز است.

نتیجه گیری: نتایج حاصل از تمامی روش‌های تحلیل حساسیت بر پایایی و دقت مدل‌های توسعه‌یافته تأکید داشته و نشان می‌دهند که رویکرد ترکیبی یادگیری ماشین و بهینه‌سازی بیزی می‌تواند ابزاری توانمند برای مدلسازی جریان در پیش‌بینی ضریب دبی سرریزهای نیم‌دایره‌ای محسوب شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عملکرد مدل‌های شبیه‌سازی در پیش‌بینی حرکت آب در خاک‌های دو لایه با تاکید بر فازهای توزیع و توزیع مجدد</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_3797.html</link>
      <description>طراحی بهینه سامانه‌های آبیاری قطره‌ای منوط به شبیه‌سازی دقیق فرآیندهای هیدرودینامیکی خاک و مدل‌سازی توزیع رطوبتی در پیرامون منابع نقطه‌ای است. برای انجام آزمایش‌ها در این مطالعه، از یک مدل فیزیکی شفاف از جنس پلکسی گلاس استفاده شد. در این تحقیق از شش نیم‌رخ خاک دو لایه L1 (متوسط&amp;amp;mdash;سنگین)،  L2(متوسط- سبک)،  L3(سنگین- متوسط)،  L4 (سنگین- سبک)،L5   (سبک- متوسط) و  L6(سبک- سنگین) استفاده شد. در این پژوهش، مدل‌هایی برای شبیه‌سازی دقیق توزیع و توزیع مجدد رطوبت در خاک‌های دولایه تحت آبیاری قطره‌ای سطحی با جریان پیوسته توسعه یافت. با استفاده از مدل‌های رگرسیونی غیرخطی و در نظر گرفتن ویژگی‌های هیدرولیکی خاک و قطره‌چکان، توانایی پیش‌بینی حرکت آب در دو جهت افقی و عمودی در خاک‌های دو لایه ارزیابی شد. با مقایسه پارامترهای آماری بین مقادیر اندازه‌گیری و شبیه‌سازی شده نتایج نشان داد که مدل‌های پیشنهادی در شبیه‌سازی فاز توزیع رطوبت در هر دو جهت با دقت بسیار بالا (ضریب همبستگی به ترتیب 85/0 و 88/0) عمل می‌کنند. اما در فاز توزیع مجدد، به ویژه در جهت افقی، دقت مدل‌ها اندکی کاهش یافت (ضریب همبستگی به ترتیب52/0 و 79/0). ریشه ‌میانگین مربعات خطا برای پیش‌بینی توزیع رطوبت در جهت افقی و عمودی به‌ترتیب 93/5 و 66/4 سانتی‌متر و در فاز توزیع مجدد به‌ترتیب 87/8 و 03/8 سانتی‌متر برآورد شد. همچنین، مدل‌ها تمایل به بیش‌برآورد مقادیر در جهت افقی و کم‌برآورد مقادیر در جهت عمودی دارند. بنابراین با اصلاح این خطای سیستماتیک، می‌توان دقت مدل‌ها را بهبود بخشید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه روشهای مبتنی بر هوش مصنوعی و زنجیره مارکوف در پیش‌بینی سری زمانی دبی رودخانه بر اساس سیگنال های ماهواره‌ای</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_3623.html</link>
      <description>در تحقیق حاضر از اطلاعات ماهواره‌ای جهانی در دسترس و ارزان‌ به‌عنوان جایگزینی برای اندازه گیری‌های در محل و گران قیمت برای پیش بینی دبی ورودی به سد مارون در خوزستان استفاده شد. همچنین به دلیل نیاز به حجم داده بسیار کمتر در روشهای مبتنی بر هوش مصنوعی، عملکرد روشهای هیبرید GA-ANN و ICA-ANN و ORELM در مقایسه با روش معمول زنجیره مارکوف مورد آزمون قرار گرفت. نتایج نشان داد خروجی مدل ORELM دارای بهترین برازش با داده‌های مشاهداتی با ضریب همبستگی برابر با 874/0 در مرحله تست بود، همچنین دارای بهترین و نزدیک‌ترین پراکندگی نقاط در اطراف خط 45 درجه بود و از این نظر دقیق‌ترین مدل محسوب می‌شود. لذا برای پیش بینی جریان ورودی به مخازن سدها بجای استفاده از مدل های پیچیده با حجم داده های بسیار زیاد و همچنین فرآیند واسنجی و صحت سنجی بسیار وقت گیر در آن، می توان با اطمینان از روش‌ ORELM بر اساس سیگنال‌های ماهواره ای استفاده کرد. این رویکرد کمک زیادی به محققین بخش آب و برنامه ریزان می کند تا بدون استفاده از مدلهای عددی با ساختار پیچیده و وقت گیر با استفاده از ترکیب هوش مصنوعی و سیگنال‌های ماهواره ای، با دقت بالا تغییرات جریانات ورودی به مخازن سدها را در سالهای خشک و تر پیش بینی نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برآورد دبی حداکثر سیلاب در حوضه‌های فاقد آمار (مطالعه موردی: رودخانه‌های شهرستان شاهرود)</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_3859.html</link>
      <description>پیش‌بینی و برآورد صحیح سیلاب‌ها نقش بسیار مهمی در مدیریت سیلاب خواهد داشت. علاوه بر آن تخمین درست سیلاب می‌تواند نقش بسیار مهمی در طراحی سازه‌های آبی مانند آبگذر زیر جاده، طراحی کانال‌های انتقال سیلاب، عملیات آبخیزداری، حفاظت خاک، ساماندهی رودخانه، طراحی سامانه پخش سیلاب و غیره دارد. از آنجا که در خیلی از رودخانه‌های مورد مطالعه ممکن است ایستگاه‌های هیدرومتری موجود نباشد، لذا در این رودخانه‌ها مطالعات با مشکل مواجه می‌گردد. برای برآورد سیلاب در این رودخانه‌ها از روش‌های مناسب برای تخمین سیلاب استفاده می-گردد. بدین منظور لازم است یکی از روش‌های تخمین سیلاب در حوضه‌های فاقد آمار، استفاده از روش‌های تجربی مانند روابط دیکن، فولر، سیلاب ویژه، فرانکو_رودیر اشاره نموده است. در این روش ها، با استفاده از خصوصیات فیزیوگرافی، دبی سیلاب حوضه‌های آبخیز برآورد می‌گردد. در این تحقیق، از آمار و اطلاعات برخی از رودخانه‌های شهرستان شاهرود واقع در استان سمنان همچون رودخانه‌های تاش سفلی، فرحزاد، ابرسج، مجن استفاده شد. دبی سیلاب رودخانه‌های مذکور با استفاده از روش‌های تجربی و همچنین روش آماری محاسبه گردید و دقت روش‌های تجربی مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج به دست آمده نشان می‌دهد بهترین رابطه تجربی برای رودخانه‌های تاش سفلی، فرحزاد، مجن بند انحرافی _دوراهی، ابرسج به ترتیب روش‌های سیلاب ویژه، فولر، دیکن، و فرانکو_رودیر بوده است. همچنین مقدار خطای نسبی روش‌های تجربی برای روخانه‌های مذکور به ترتیب 6/35، 7/3، 8/14، 9/38 درصد بوده است. با توجه به نتایج این تحقیق، می‌توان از روش‌های تجربی دارای دقت نسبتا مناسب در برآورد سیلاب حوضه‌ها استفاده کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد الگوریتم رقابت استعماری چندهدفه در بهینه سازی شبکه های آب شهری</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_3624.html</link>
      <description>به دلیل روابط پیچیده در طراحی شبکه های آبرسانی شهری، کاهش هزینه طراحی شبکه از طریق تغییر قطر لوله ها، حتی در شبکه‌های با ابعاد متوسط، مشکل است. چرا که کمینه‌سازی قطر لوله‌های شبکه با هدف کاهش هزینه ها موجب کاهش فشار در شبکه می‌شود که مطلوب نیست. در این تحقیق، چند شبکه نمونه با اهداف حداقل‌سازی هزینه طراحی و کاهش کمبود فشار در کل شبکه مورد استفاده قرار گرفت. از نرم‌افزار EPANET برای تحلیل هیدرولیکی شبکه‌های نمونه استفاده شد. برای بهینه‌سازی سیستم از الگوریتم رقابت استعماری چندهدفه(MOICA) بر اساس فرمول‌بندی جدید تابع هزینه که در محیط MATLAB توسعه داده شده است استفاده شد. تابع هزینه ابتدا فقط با در نظر گرفتن رابطه بین هزینه، قطر و طول لوله‌ها تعریف شد و برنامه با 10000 تکرار اجرا شد. سپس برای افزایش سرعت همگرایی، هزینه ناشی از تعدی از محدوده مجاز فشار در شبکه نیز به این تابع افزوده شد و برنامه مجددا برای رسیدن به بهترین جواب اجرا گردید. نتایج نشان داد الگوریتم‌ MOICA با ساختار جدید تابع هزینه دارای سرعت همگرایی بیشتری در یافتن جواب‌های بهینه نسبت به ساختار اولیه دارد. در روش جدید، در نظر گرفتن هزینه تعدی از حدود مجاز فشار در هر تکرار سبب می‌شود که بهترین راه حل در کمترین زمان حاصل شود. لذا این روش باعث پیشرفت قابل توجهی در طراحی بهینه شبکه های آبرسانی در کمترین زمان با کمترین هزینه می‌گردد که دارای اهمیت زیادی در طراحی شبکه های آبرسانی شهری واقعی با ساختار پیچیده با قیود محدود کننده فشار و سرعت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر مکان هسته بتن آسفالتی در سد سنگریزه ای بر تحلیل احتمالاتی پایداری شیب پایین دست در شرایط جریان پایدار</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_3905.html</link>
      <description>استفاده از هسته های بتن آسفالتی برای آب بندی خاکریزها و سدهای سنگریزه ای یکی از روشهای بهینه در ساخت سدهای سنگریزه ای است. خواص خود ترمیمی قیر، ساخت ساده در شرایط سرد و بارانی در مقایسه با هسته های رسی، انعطاف پذیری خوب و اتصال با مصالح خاکریز از ویژگی های بتن آسفالتی است که باعث ترویج و توسعه روزافزون استفاده از این نوع سدها در جهان شده است. یکی از مباحث مهم در مورد استفاده از هسته های بتنی آسفالتی، مکان هسته اسفالتی در سد می باشد. در این مقاله به بررسی احتمالاتی مکان هسته آسفالتی در سد های سنگریزه ای و تاثیرات آن بر مقدار دبی عبوری و پایداری شیب پایین دست در شرایط جریان پایدار پرداخته شده است. یافته ها نشان می دهد که جابجایی هسته آسفالتی از بالادست به سمت پایین دست سد، جریان عبوری از سد، ضریب ایمنی و همچنین قابلیت اطمینان شیب پایین دست را در شرایط استاتیکی و شبه استاتیک کاهش می دهد. همچنین نتایج تحلیل حساسیت نشان می‌دهد که زاویه اصطکاک مصالح پوسته سدبیشترین تأثیر را بر پایداری شیب پایین دست سد دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش بینی مقدار و محل نشت در شبکه های توزیع آب شهری با استفاده از هوش مصنوعی</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_3906.html</link>
      <description>در این تحقیق از یک روش توسعه یافته بر مبنای روش ترکیبی الگوریتم ژنتیک- هوش مصنوعی (GA-ANN) در مقایسه با روش پرسپترون چند لایه (MLP) جهت یافتن محل و میزان نشت در شبکه توزیع آب استفاده شد. در این روش برخی از  محدودیت‌های استفاده از تکنیک‌های هوش مصنوعی از جمله تعداد لایه های خروجی مدل‌های‌ یادگیری ماشین رفع شد. طوری که مدل قادر به پیش بینی چند خروجی بطور همزمان می باشد. همچنین فرآیند اجرا که در اکثر این تکنیک‌ها در مواجهه با شبکه های توزیع آب بزرگ امری نسبتا زمان‌بر است در مدل  GA-ANN بکار رفته بطور قابل توجهی کاهش یافته است. این روش‌ها بر روی یک شبکه توزیع  آب حلقوی نمونه که داده های آن موجود بود اجرا شد. نتایج نشان داد روش توسعه داده شده که در آن ماهیت وابستگی میزان نشت به فشار حفظ شده است، قادر است با حداقل برداشت اطلاعات هیدرولیکی از نوع فشار گرهی، علاوه بر شناسایی موقعیت گره‌های دارای نشت، محل و میزان نشت در گرهی که نشت کمتری دارد را با دقت بالایی پیش‌بینی کند. این روش می تواند جایگزین بسیاری از روش‌های مرسوم پرهزینه و زمان‌بر و همچنین ابزارآلات وسخت‌افزارهای موجود در شبکه های توزیع آب شهری گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل سازی عددی هیدرولیک جریان در سازه ترکیبی دریچه سالونی مستطیلی چندگانه به همراه تبدیل تدریجی</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_3949.html</link>
      <description>در این پژوهش هدف ارزیابی پارامترهای هیدرولیکی دریچه‌های سالونی مستطیلی چندگانه دارای تبدیل تدریجی و مقایسه آن با دریچه سالونی مستطیلی فاقد تبدیل تدریجی است. نتایج تنش برشی نشان داد که در دریچه‌های سالونی مستطیلی چندگانه دارای تبدیل، تنش حداکثر وارد بر کف در تبدیل با زاویه 5 درجه در دبی‌های (20، 40 و 60) لیتر بر ثانیه، برای بازشدگی‌های 30، 45 و 60 درجه به ترتیب 27%، 13% و 10% و در تبدیل با زاویه 10 در همان دبی برای بازشدگی‌های 30، 45 و 60 درجه به ترتیب 53%، 21% و 24% نسبت به دریچه سالونی مستطیلی چندگانه فاقد تبدیل تدریجی افزایش خواهد یافت. همچنین ضریب دبی عبوری از دریچه‌های سالونی مستطیلی چندگانه دارای تبدیل تدریجی با زاویه 5 درجه در دبی‌های (20، 40 و 60) لیتر بر ثانیه، در بازشدگی‌های 30، 45 و 60 درجه نسبت به دریچه سالونی مستطیلی چندگانه بدون تبدیل تدریجی به ترتیب 4/2%، 3%، 4/3% و با تبدیل تدریجی با زاویه 10 درجه به ترتیب 8%، 13% و 10% افزایش خواهد یافت. بررسی گردابه‌های جریان نشان داد که در زمان استفاده از دریچه سالونی مستطیلی چندگانه دارای تبدیل تدریجی، گردابه‌های بزرگ مشاهده می‌گردد. اما در زمان استفاده از دریچه سالونی مستطیلی چندگانه فاقد تبدیل تدریجی، وسعت گردابه‌ها کاهش‌یافته و تعدادشان در اطراف دریچه افزایش‌یافته است.
بر اساس نتایج، دریچه های سالونی مستطیلی چندگانه دارای تبدیل تدریجی به دلیل بهبود در عملکرد هیدرولیکی در مقایسه با دریچه های سالونی فاقد تبدیل تدریجی، به‌عنوان یک ابزار اندازه‌گیری و کنترل جریان قابل‌اطمینان در کانال‌های روباز پیشنهاد می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی تغییرات دما و بارش در منطقه شاهرود با بهره‌گیری از مدل‌های اقلیمی CMIP6 با استفاده از رویکرد نوین تصمیم‌گیری چندمعیاره OPLO-POCOD</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_3990.html</link>
      <description>تغییرات اقلیمی در مناطق نیمه‌خشک با افزایش دما و کاهش بارش، تهدیدی جدی برای پایداری منابع آبی محسوب می‌شود؛ چرا که از یک‌سو موجب کاهش آب سطحی در دسترس و از سوی دیگر باعث فشار بیشتر بر منابع آب زیرزمینی می‌گردد. در این پژوهش، برای تحلیل دقیق تغییرات اقلیمی در بخش شمالی شهرستان شاهرود و بررسی اثرات آن بر دما و بارش، از روشی نوآورانه و چندمعیاره استفاده شد. بدین منظور، تکنیک OPLO-POCOD که مبتنی بر تحلیل فرصت از دست‌رفته در مختصات قطبی است، برای نخستین‌بار در ارزیابی و رتبه‌بندی مدل‌های اقلیمی به کار گرفته شد. سه مدل منتخب از مجموعه CMIP6 شامل CMCC-EMS2، MPI-ESM1-2-LR و CNRM-CM6-1-HR با استفاده از شاخص‌های آماری R&amp;amp;sup2;، MAE و KGE مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد مدل CMCC-EMS2 با مقادیر فرصت از دست‌رفته 29547/0 برای بارش و 22376 /0 برای دما، بهترین عملکرد را در منطقه مطالعه‌شده داشته است. تحلیل خروجی این مدل در دو دوره آینده نزدیک (2015&amp;amp;ndash;2034) و آینده دور (2035&amp;amp;ndash;2056)، تحت سناریوهای خوش‌بینانه SSP2-4.5 و بدبینانه SSP5-8.5، حاکی از کاهش میانگین بارش سالانه به ترتیب ۱/۵ درصد و ۳/۷ درصد و افزایش میانگین دمای سالانه در حدود ۱/۴ تا ۱/۹ درجه سانتی‌گراد نسبت به دوره پایه (1995&amp;amp;ndash;2014) بود. این تغییرات همراه با بازتوزیع زمانی بارش، به‌ویژه کاهش بارش زمستانه، پیامدهایی چون افت رواناب، کاهش تغذیه آبخوان‌ها، تشدید بهره‌برداری از منابع آب زیرزمینی و در نهایت افزایش ناپایداری منابع آبی را به دنبال خواهد داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی سهم زیرحوزه ها در بار شوری (TDS) رودخانه میمه</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_3991.html</link>
      <description>هدف از این مطالعه بررسی میزان تأثیر و سهم زیرحوضه ها در افزایش شوری (TDS) رودخانه اصلی  و تعیین محل‌هایی است که تغییر کیفیت اتفاق می‌افتد با توجه به اینکه حوضه آبریز رودخانه میمه فاقد ایستگاه های هیدرومتری کافی بوده و ایستگاه های هیدرومتری موجود صرفاً بر روی رودخانه اصلی واقع شده اند، مدلSWATجهت محاسبه بیلان آب و میزان آورد زیر حوضه ها توسعه داده شد. سپس بدلیل آنکه  نسخه اصلیSWAT قادر به مدلسازی شوری منابع آب نیست، جهت بررسی میزان شوری و بیلان نمک زیرحوضه ها و بازه های رودخانه اصلی از داده های میدانی و محاسبات بار نمک سرشاخه ها استفاده گردید.  تحلیل حساسیت، واسنجی و اعتبار سنجی مدل با استفاده از نسخه دوم الگوریتم کالیبراسیون مبتنی بر عدم قطعیت(SUFI2) انجام شد.  نتایج محاسبه بار شوری حوضه و 10 زیرحوضه برای سال آبی 2019-20 نشان می دهد که سالانه 1.400.000 تن املاح از حوضه خارج خواهد شد. و از نظر میزان آورد نمک به ترتیب زیرحوضه های قدح، سیول و میمه میانی که معادل 30% مساحت حوضه می باشند، بیش از 75% بار نمک تولیدی حوزه را به خود اختصاص داده است. زیرحوضه میمه میانی با تولید سرانه  23 تن املاح به ازای  هر هکتار در سال و سپس قدح و سیول در پایین دست حوضه بیشترین نقش را در افزایش املاح  و زیر حوضه های شهرمیر با آورد سالیانه 0.94 تن به ازای  هر هکتار در سال و سپس زرآب و سراب میمه در بالادست حوضه کمترین نقش را در شور شدن آب رودخانه دارا می باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی عملکرد سیستم‌های آبیاری عقربه‌ای با تأکید بر شاخص‌های کارایی سیستم در شرایط اقلیمی دشت مغان</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_3992.html</link>
      <description>این پژوهش، ارزیابی عملکرد سه سیستم آبیاری سنترپیوت (A، B و C) با مساحت 514، 7/212 و 60/259 هکتار مستقر در شرکت کشت و صنعت مغان در بخش هفت از نظر ضریب یکنواختی، یکنواختی توزیع آب، تلفات تبخیر و بادبردگی، راندمان پتانسیل آب AELQ، راندمان واقعی کاربرد آب PELQ  و راندمان کاربرد آب بوده است. هدف اصلی این تحقیق، شناسایی عوامل مؤثر در کاهش عملکرد سامانه‌ها و افزایش بهره‌وری آبیاری است.
 روش قوطی‌چینی در دو الگوی شعاعی و محیطی استفاده گردید. قوطی‌های پلاستیکی ساده روی میله‌های فلزی نصب‌شده در خاک قرار گرفتند و پس از عبور کامل دستگاه‌ها، حجم آب جمع‌آوری‌شده توسط استوانه مدرج اندازه‌گیری شد. هم‌چنین دبی و فشار آبپاش‌ها به‌طور میدانی اندازه‌گیری گردید. 
 تایج نشان داد که سیستم C بهترین عملکرد را با راندمان کاربرد آب 64/84 درصد و کم‌ترین تلفات تبخیر و بادبردگی 35/15 درصد داشت. در مقابل، سیستم A با راندمان 44/68 درصد و تلفات 55/31 درصد ضعیف‌ترین عملکرد را داشت. همچنین، مقدار راندمان پتانسیل و واقعی کاربرد آب (PELQ و AELQ) در سه سیستم مورد بررسی یکسان بوده و در سیستم C بیش‌ترین مقدار (01/60 درصد) به دست آمد که بیانگر نبود تلفات نفوذ عمقی است. 
نتیجه‌گیری: پژوهش نشان داد که سامانه C با عملکرد مطلوب‌تر در شاخص‌های مختلف، به‌ویژه راندمان کاربرد آب و کاهش تلفات تبخیر و بادبردگی، بهترین عملکرد را در میان سه سیستم مورد بررسی داشت. مهم‌ترین عوامل مؤثر در کاهش عملکرد این سیستم‌ها شامل افت فشار در طول لترال‌ها، فرسودگی نازل‌ها، عدم تنظیم مناسب سرعت حرکت و مدیریت ضعیف نگهداری بودند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل کارآیی فناوری‌های آبیاری در استان کرمانشاه بر اساس مدل اطلس فناوری</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_3993.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر بررسی و تحلیل کارایی فناوری‌های آبیاری موجود در کشاورزی استان کرمانشاه (واقع در غرب کشور ایران) با در نظر گرفتن نقش مجزای هریک از ابعاد فناوری بود، 
روش پژوهش: حاضر از حیث هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده‌ها از نوع پیمایشی می‌باشد. جامعه مورد مطالعه شامل سه بخش کشاورزان، کارشناسان و انجمن صنفی (شرکت‌های مجری و شرکت‌های طراح فناوری-های آب محور) متخصص در این حوزه که به صورت نمونه‌گیری قضاوتی براساس جدول مورگان انتخاب شدند (90= n). ابزار اصلی گردآوری داده‌ها پرسشنامه استاندارد مدل اطلس بود که با توجه به بستر کشاورزی مناسب سازی شده بود. روایی محتوایی پرسشنامه به تایید خبرگان و کارشناسان رسیده و میزان پایایی آن نیز به کمک آزمون کرونباخ مورد تایید قرار گرفت (78/0). 
یافته‌ها: سهم هر بعد فناوری که شامل سازمان‌افزار، فن‌افزار، انسان‌افزار، و اطلاعات‌افزار است به ترتیب برابر 21/0 O &amp;amp;beta;O=، 20/0 T &amp;amp;beta; t=، 08/0 H &amp;amp;beta;h=، 05/0 I&amp;amp;beta;i=  بود که نشان دهنده‌ی ارجحیتی است که در حال حاضر به هر یک از ابعاد فناوری‌های آبیاری در استان کرمانشاه نسبت به یکدیگر داده می‌شود، و به این صورت O &amp;amp;rsaquo; T &amp;amp;rsaquo; H &amp;amp;rsaquo; I می‌باشد. میزان اهمیت کل ابعاد فناوری‌ توسط شاخصی یه نام ضریب کمک فناوری (TCC) محاسبه شد که برابر 54/0 است.
نتیجه‌گیری: این شاخص که وضعیت تجمیعی چهار بعد فناوری را بازنمایی می‌کند بدین معناست که میزان کلی توجه و سرمایه‌گذاری روی ابعاد مختلف فناوری‌های آبیاری در استان کرمانشاه در وضعیت کنونی تنها 54 درصد ظرفیت مطلوب خود را محقق کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تخمین میزان بار رسوبات معلق در رودخانه بهمنشیر با استفاده از سنجش از دور</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_4038.html</link>
      <description>رودخانه بهمنشیر یکی از مهم‌ترین رودخانه‌های قابل بهره‌برداری در کشور می‌باشد و هم اکنون طرح‌های مختلفی از جمله احداث سد و قفل کشتیرانی بهمنشیر بالادست و پایین دست بر روی این رودخانه در حال مطالعه و اجرا می‌باشند. در تحقیق حاضر هدف، تخمین میزان بار معلق رسوبات این رودخانه می باشد که می‌تواند در دوران بهره برداری عملکرد طرح های حاضر را تحت تأثیر قرار دهد. امروزه با پیشرفت تکنولوژی و فناوری های نوین به منظور تخمین میزان رسوبات معلق روش‌های جدیدی توسعه یافته است که از جمله آنها می توان به روش سنجش از دور اشاره نمود. در تحقیق حاضر به منظور مطالعه تخمین بار رسوبات معلق از روش سنجش از دور استفاده شده است. در این تحقیق داده‌های ماهواره مادیس در بازه زمانی سال های 1388 لغایت 1399 از محل احداث سد و قفل کشتیرانی بهمنشیر پایین دست تا ابتدای رودخانه به طول 90 کیلومتر رودخانه استفاده شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان می‌دهد مقدار سطح معنی‌داری در هر دو آزمون کلموگروف- اسمیرنوف و شاپیرو- ویلک در ایستگاه طره بخاخ (داده‌های سالانه) و ایستگاه‌های 3 و 5 (داده‌های روزانه، یکساله) بیشتر از 05/0 و در ایستگاه طره بخاخ (داده‌های روزانه، ده ساله) و ایستگاه‌های 1 و 2 و 4 (داده‌های روزانه، یک ساله) کمتر از 05/0 بوده است که نشان دهنده کارآیی روش سنجش از دور در ایستگاه‌های طره بخاخ (داده‌های روزانه، ده ساله) و ایستگاه‌های 1 و 2 و 4 (داده‌های روزانه، یک ساله) می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چارچوبی یکپارچه برای پایش بلادرنگ رسوبات رودخانه: تلفیق هیدرومتری کم‌هزینه با مقایسه مدل‌های LSTM و N-BEATS و تحلیل عدم قطعیت</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_4039.html</link>
      <description>پایش دقیق و بلادرنگ پارامترهای هیدرولیکی و رسوبی رودخانه‌ها، برای مدیریت پایدار منابع آب و کاهش خطراتی مانند سیلاب و فرسایش، امری ضروری است. این پژوهش، یک چارچوب کامل و یکپارچه، از مرحله ساخت سخت‌افزار تا مدل‌سازی پیشرفته نرم‌افزاری، برای پیش‌بینی قطر متوسط رسوبات بستر (D50) ارائه می‌دهد. در این چارچوب، داده‌های سری زمانی تراز آب با فرکانس بالا (توسط یک سنسور اولتراسونیک کم‌هزینه)، به عنوان ورودی برای پیش‌بینی یک سری زمانی پیوسته از D50 که با استفاده از مدل فرآیند گوسی (GP) و بر مبنای نمونه‌های فیزیکی بازسازی شده بود، به کار گرفته شد. هدف اصلی این تحقیق، مقایسه عملکرد دو معماری پیشرو در یادگیری عمیق، شامل شبکه حافظه طولانی کوتاه‌مدت (LSTM) و مدل تحلیل انبساط پایه عصبی (N-BEATS)، در پیش‌بینی D50 بود. علاوه بر این، با استفاده از تکنیک Monte Carlo Dropout، تحلیل عدم قطعیت برای ارزیابی میزان اطمینان مدل LSTM نیز انجام شد. نتایج نشان داد که هر دو مدل توانایی بالایی در یادگیری الگوهای پیچیده داشتند، اما مدل N-BEATS  با دستیابی به ضریب تعیین (R&amp;amp;sup2;) ۰.۸۷۱، عملکردی دقیق‌تر از مدل LSTM با R&amp;amp;sup2; برابر با ۰.۸۶۱ از خود به نمایش گذاشت. این مطالعه، ضمن معرفی یک راهکار عملی و مقرون‌به‌صرفه، یک موازنه راهبردی (strategic trade-off) مهم را آشکار می‌سازد: برتری N-BEATS در دقت پیش‌بینی نقطه‌ای در مقابل قابلیت منحصربه‌فرد LSTM در ارزیابی ریسک از طریق تخمین عدم قطعیت، که انتخابی کلیدی برای کاربردهای مدیریتی فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر اسید سالیسیلیک و کم آبیاری بر خصوصیات مورفوفیزیولوژیک دو رقم نخود &amp;rlm;</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_4062.html</link>
      <description>هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین بهترین رقم، رژیم آبیاری و مقدار اسید سالیسیلیک بود که باعث بهبود خصوصیات مورفوفیزیولوژیک نخود شود.
 روش پژوهش: این پژوهش در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی واقع در کرمانشاه در دو سال زراعی 1403-1402 و 1404- 1403 اجرا گردید. پژوهش به صورت اسپلیت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار و دو سال اجرا شد. کرت‌های اصلی شامل کم‌آبیاری (سه سطح 50%، 75%، 100% (شاهد) نیاز آبی گیاه) و کرت‌های فرعی شامل رقم‌های نخود (بیونیج و منصور) و محلول‌پاشی اسید سالیسیلیک (صفر (شاهد، محلول‌پاشی با آب مقطر)، 200 و 400 میلی‌گرم بر لیتر) بودند. محلول پاشی در دو مرحله (30 روز پس از سبزشدن و  مرحله گلدهی) اعمال شد، بذرها به صورت دستی در هفته آخر اسفند کشت شدند. هر کرت آزمایش شامل شش خط کشت با فاصله ردیف کاشت 50 سانتی‌متر و طول 3 متر  بود. فاصله بوته‌ها روی ردیف‌ کاشت 8 سانتی متر بود. فاصله بین کرت‌های اصلی سه متر و فاصله بین بین بلوک‌ها سه متر بود. در پایان پس از اطمینان از نرمال بودن داده‌ها، تجزیه‌وتحلیل آن‌ها به کمک نرم‌افزار 4/9 SAS انجام گرفت. داده‌ها با آزمون بارتلت ارزیابی شد و نتیجه آن بصورت تجزیه در سال یا تجزیه مرکب دو سال بود. مقایسات میانگین با آزمون LSD در سطح معنی‌دار 5 درصد انجام شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عملکرد مدل‌های CMIP6 در شبیه‌سازی پارامترهای دمای حداقل و حداکثر در ایران: ادغام نتایج مدل‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره با استفاده از روش تصمیم‌گیری گروهی</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_4107.html</link>
      <description>هدف: این مطالعه با هدف شناسایی مدل‌های برتر در شبیه‌سازی دمای حداقل و حداکثر، عملکرد ۳۲ مدل CMIP6 را برای متغیرهای دمای حداقل و دمای حداکثر در ۳۱ ایستگاه سینوپتیک مراکز استان‌های ایران طی بازه زمانی ۱۹۷۰&amp;amp;ndash;۲۰۱۴ مورد بررسی قرار داد.

روش‌ها: برای ارزیابی مدل‌ها از مجموعه‌ای از شاخص‌های آماری شامل R2، ANMBD، NRMSE، NNSE و NKGE استفاده شد. فرایند رتبه‌بندی در دو مرحله طراحی گردید: ابتدا رتبه‌بندی با وزن برابر شاخص‌ها با روش SAW انجام شد؛ سپس وزن‌ها با روش آنتروپی تعیین و رتبه‌بندی به‌کمک چهار روش تصمیم‌گیری چندمعیاره (WAT، CP، CGT و TOPSIS) صورت گرفت. برای تجمیع اختلافات میان نتایج روش‌های مختلف و دستیابی به یک رتبه‌بندی نهایی، روش تصمیم‌گیری گروهی (GDM) به‌کار گرفته شد.

یافته‌ها: نتایج نشان دادند که مؤثرترین شاخص در ارزیابی شبیه‌سازی دمای حداقل NKGE و در ارزیابی دمای حداکثر NRMSE بوده است. در شبیه‌سازی دمای حداقل، مدل‌های ACCESS-CM2، FGOALS-g3 و MIROC-ES2H و در شبیه‌سازی دمای حداکثر، مدل‌های INM-CM5-0، FIO-ESM-2-0 و INM-CM4-8 به‌عنوان برترین‌ها شناسایی شدند. به‌طور کلی عملکرد مدل‌ها در شبیه‌سازی دمای حداکثر بهتر از دمای حداقل بود. بیشترین همبستگی بین نتایج روش‌های رتبه‌بندی و خروجی GDM برای دمای حداقل متعلق به روش WAT و برای دمای حداکثر متعلق به روش‌های TOPSIS و CP مشاهده شد.

نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد که هیچ مدل واحدی قادر به ارائه عملکرد مطلوب در همه مناطق کشور و برای هر دو پارامتر دمای حداقل و حداکثر نیست؛ بنابراین انتخاب مدل‌های اقلیمی باید مبتنی بر ویژگی‌های منطقه‌ای و با بهره‌گیری از رویکردهای ترکیبی و چندمعیاره صورت گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهینه‌سازی پارامترهای طراحی و مدیریتی آبیاری نواری انتها بسته در مزارع شبکه آبیاری و زهکشی زرینه‌رود</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_4108.html</link>
      <description>هدف: این مطالعه، در راستای بهینه‌سازی پارامترهای طراحی و مدیریتی سامانه آبیاری نواری انتها بسته در مزارع شبکه آبیاری و زهکشی زرینه‌رود انجام شد. 
روش پژوهش: این تحقیق در سه مزرعه A، B و C انجام شد. روش آبیاری مزارع، نواری انتها بسته و محصول آنها یونجه بود. در مجموع 24 رخداد آبیاری ارزیابی شد. برای ارزیابی عملکرد سامانه آبیاری مزارع، از نرم‌افزار  WinSRFR5.1.1 استفاده شد. در هر سه مزرعه، پارامترهای مدیریتی دبی ورودی و زمان قطع جریان با استفاده از شبیه‌سازی، بهینه‌سازی شدند. همچنین گزینه‌های مختلف طراحی با در نظر گرفتن طول‌ها و شیب‌های مختلف نوارها، مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: در مزرعه A، با طول‌های 120 متر تا 140 متر، و دبی در واحد عرض 2 لیتر بر ثانیه، راندمان کاربرد 82% خواهد بود. در مزرعه B، طول 100 متر تا 120 متر نوار، با دبی در واحد عرض 2 لیتر بر ثانیه، منجر به راندمان کاربرد بیش از 90% خواهد شد. در مزرعه C، متناسب با دبی‌های در واحد عرض 6 ، 8 و 10 لیتر بر ثانیه، به ترتیب، می‌توان‌ طول‌های نوار، 100 تا 120 متر، 120 تا 140 متر، و 140 تا 160 متر، را پیشنهاد نمود. میزان راندمان کاربرد مزرعه در بازه‌های پیشنهادی در محدوده 88% تا 93% می‌باشد. 
نتیجه‌گیری: اعمال این استانداردهای بهینه می‌تواند منجر به بهبود قابل توجه در راندمان آبیاری و یکنواختی توزیع آب گردد که علاوه بر افزایش بهره‌وری، نقشی موثر در نجات دریاچه ارومیه هم خواهد داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی کمّی&amp;ndash;کیفی پساب دستگاه‌های آب‌مقطرگیری و راهکارهای استفاده بهینه از آن: مطالعه موردی دانشگاه صنعتی سهند (تبریز)</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_4109.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف سنجش کمی و کیفی پساب تولیدی دستگاه‌های آب‌مقطرگیری در آزمایشگاه‌های دانشگاه صنعتی سهند و ارائه راهکارهای قابل اجرا برای بهره‌برداری بهینه انجام شد. نخست، دستگاه‌های فعال شناسایی و نرخ تولید آب مقطر و حجم پساب آن‌ها در بازه‌های مختلف پایش گردید. نمونه‌ها به آزمایشگاه معتمد ارسال و شاخص‌های pH، هدایت الکتریکی، کل مواد جامد محلول، اکسیژن‌خواهی شیمیایی، سختی کل و کدورت اندازه‌گیری شد. سپس نسبت پساب به محصول محاسبه و امکان استفاده مجدد در سناریوهای فنی و اقتصادی ارزیابی شد. نتایج نشان داد در اغلب نمونه‌ها کیفیت پساب برای مصارف غیرآشامیدنی مناسب است: TDS برابر 51&amp;amp;ndash;77 میلی‌گرم بر لیتر، EC معادل 0.035&amp;amp;ndash;0.063 زیمنس بر متر، pH در بازه 7.9&amp;amp;ndash;8.2، کدورت کمتر از 2 NTU، سختی کل 178&amp;amp;ndash;330 میلی‌گرم بر لیتر و COD برابر 180&amp;amp;ndash;314 میلی‌گرم بر لیتر. نسبت پساب به محصول بین واحدها متغیر و میانه آن حدود 26 بود که ظرفیت بازیابی بالا را نشان می‌دهد. تحلیل اقتصادی بیانگر آن است که هدایت پساب به آبیاری فضای سبز سالانه 60 تا 120 میلیون ریال صرفه‌جویی و دوره بازگشت 0.6 تا 1.7 سال دارد. بازچرخانی به ورودی واحدهای اسمز معکوس و دیونایزر پس از پیش‌تصفیه می‌تواند 20&amp;amp;ndash;30 درصد مصرف آب خام را کاهش دهد. به‌کارگیری پساب در مدارهای خنک‌کاری نیز حدود 151 مترمکعب کاهش مصرف و نزدیک 50 میلیون ریال صرفه‌جویی سالانه ایجاد کرد. در مجموع، با پیش‌تصفیه‌های ساده مانند فیلتراسیون سبک و سختی‌گیری جزئی، می‌توان این جریان را در کاربردهای متنوع به‌کار گرفت و الگوی عملی مدیریت پایدار آب در محیط‌های آموزشی ارائه داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی فناوری تصویربرداری حرارتی&amp;ndash;طیفی در تخمین محتوای نسبی آب برگ گیاه ذرت</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_4110.html</link>
      <description>هدف: کمبود آب و هزینه بالای تجهیزات سنجش از دور، نیاز به روش‌های ساده و غیرتخریبی برای پایش وضعیت آبی گیاهان را افزایش داده است. هدف این پژوهش، ارزیابی شاخص‌های طیفی و حرارتی استخراج‌شده از دوربین دیجیتال اصلاح‌شده در تخمین محتوای نسبی آب (RWC) گیاه ذرت تحت سطوح مختلف آبیاری و نیتروژن بود.
روش: پژوهش در دو سال زراعی در گلخانه دانشگاه بوعلی‌سینا به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. سطوح آبیاری ۱۰۰، ۸۰، ۶۰ و ۴۰ درصد ظرفیت زراعی و سطوح نیتروژن ۰، ۱۰۰، ۲۰۰ و ۳۰۰ کیلوگرم در هکتار بودند. از دوربین‌های Canon PowerShot و FLIR ONE برای تصویربرداری مرئی، مادون قرمز نزدیک و حرارتی استفاده شد. شاخص‌های طیفی و حرارتی محاسبه و با RWC مقایسه شدند.
یافته‌ها: شاخص‌های حرارتی حساسیت بالاتری نسبت به شاخص‌های طیفی در تخمین RWC داشتند. شاخص DANS بالاترین ضریب همبستگی (R&amp;amp;sup2;=0/88) و کمترین RMSE را نشان داد. کاهش آبیاری از ۱۰۰ به ۴۰ درصد ظرفیت زراعی موجب افزایش ۳ تا ۴ درجه سانتی‌گراد دمای سایبان و کاهش ۲۰ درصدی RWC شد. نیتروژن دمای سایبان را ۰٫۵ تا ۱ درجه کاهش داد.
نتیجه‌گیری: شاخص DANS کارایی بالایی در برآورد غیرتخریبی وضعیت آبی ذرت دارد و ترکیب داده‌های حرارتی و طیفی دوربین‌های کم‌هزینه می‌تواند ابزاری مناسب برای توسعه سامانه‌های آبیاری دقیق در شرایط کم‌آبی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعیین دوره برنامه‌ریزی منابع آب بهینه با رویکرد آماری: مطالعه حوضه آبریز کارون بزرگ</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_4147.html</link>
      <description>انتخاب دوره آماری بهینه برای برنامه‌ریزی منابع آب، به‌ویژه در حوضه‌های حساس و پرچالش مانند کارون بزرگ، از اهمیت بالایی برخوردار است. در این مطالعه جهت کنترل همگنی متغیرهای هیدرواقلیمی از آزمون‌های ورسلی، آزمون انحراف تجمعی، آزمون مجموع رتبه، آزمون استیودنت  و آزمون کیوسام  و برای بررسی روند از آزمون‌های روند من کندال، آزمون اسپیرمن و آزمون رگرسیون خطی  استفاده شده است. همچنین جهت شناسایی نقاط شکست در سری‌های زمانی، از آزمون‌ پتیت استفاده گردید. داده‌های بارش پنج ایستگاه شاخص باران‌سنجی (لردگان، پل شالو، تله‌زنگ، اهواز و شاه‌مختار) و میانگین بارش حوضه‌ای مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد بارش متوسط حوضه در سطوح اطمینان 1 درصد و 5 درصد همگن بوده و فاقد روند معنادار است. ایستگاه‌های لردگان، پل شالو و شاه‌مختار همگن و فاقد روند، اما ایستگاه‌های تله‌زنگ و اهواز غیرهمگن و دارای شکست آماری در سال‌های ۱۳۸۵&amp;amp;ndash;۱۳۸۶ و ۱۳۸۳&amp;amp;ndash;۱۳۸۴ بودند. در ایستگاه‌های هیدرومتری، داده‌های ایستگاه هیدرومتری دورود&amp;amp;ndash;ماربره، شهید، ارمند، سد دز، اهواز، درکش&amp;amp;ndash;ورکش، شاه‌مختار و کارون ۳ تحلیل شد. آزمون پتیت نشان داد ایستگاه‌های درکش&amp;amp;ndash;ورکش،  سد دز، شاه‌مختار و شهید همگن بوده، اما ایستگاه‌های ارمند، کارون ۳، اهواز و دورود&amp;amp;ndash;ماربره دارای شکست آماری در سال‌های ۱۳۷۴&amp;amp;ndash;۱۳۷۵، ۱۳۸۵&amp;amp;ndash;۱۳۸۶ و ۱۳۷۶&amp;amp;ndash;۱۳۷۷ بودند. همچنین آزمون‌های روند نشان دادند که ایستگاه‌های دورود&amp;amp;ndash;ماربره، ارمند و اهواز دارای روند کاهشی معنادار بوده و سایر ایستگاه‌ها فاقد روند هستند. با توجه به نتایج حاصل، سال ۱۳۷۴&amp;amp;ndash;۱۳۷۵ به‌عنوان نقطه شکست و دوره ۱۳۷۲&amp;amp;ndash;۱۳۷۳ تا ۱۳۹۹&amp;amp;ndash;۱۴۰۰ به‌عنوان دوره آماری بهینه انتخاب گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تبعات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی احداث سد تالوار در (شهرستان بیجار، استان کردستان)</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_4163.html</link>
      <description>سد تالوار بر روی رودخانه تالوار یکی از سر شاخه‌های اصلی رودخانه قزل‌اوزن (خون جاری در شاهرگ تمدن گروس) در حوضه سفید‌رود و در پنجاه کیلومتری شهرستان بیجار در استان کردستان در کل نه به منظور توسعه منطقه، بلکه به منظور تأمین آب شرب شهر همدان و حومه در فاصله‌ای معادل 140 کیلومتری آن ساخته شده است. احداث این سد برای ساکنین منطقه مورد نظر نه تنها فایده‌ای نداشته، بلکه تبعات منفی عدیده‌ای را ایجاد نموده است. چند مورد از تبعات منفی احداث سد تالوار، به زیر آب رفتن ۱۸ تپه و آثار باستانی با قدمت هفت هزار و ۵۰۰ ساله (از جمله تپه قشلاق و چهل امیران)، تخلیه و کوچ مردمان ۱۰ روستای این منطقه، ترک سکونت‌گاه‌ها و مهاجرت در حدود ۳ هزار نفر از کشاورزان این منطقه به دلیل از بین رفتن اراضی خود، زیر آب رفتن زیر‌ساخت‌های منطقه و کمبود آب شرب می‌باشند. با احداث این سد که مخزن آن در شهرستان بیجار واقع است، بیش از ۳ هزار هکتار از بهترین اراضی آن شهرستان زیر آب رفته است. همچنین عدم پرداخت هزینه خانه‌های سند‌دار تخریب شده به مالکان به بهانه ساخت سد و از بین رفتن جاده‌های روستایی به علت رفت و آمد ماشین آلات سنگین در هنگام ساخت سد تالوار و عدم تعمیر و رها نمودن آنها بعد از اتمام ساخت سد باعث بروز مشکلات فراوانی در منطقه شده است. در کل احداث این سد سبب بوجود آمدن مشکلات اقتصادی، زیست‌محیطی و نا‌هنجاری‌های اجتماعی و فرهنگی فراوانی برای مردمان روستا‌های بخش چنگ الماس شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی شرایط اقلیم و هیدرولوژی بر کیفیت آب رودخانه گلمکان با استفاده از مدل‌های یادگیری ماشین</title>
      <link>https://atwe.razi.ac.ir/article_4179.html</link>
      <description>تحلیل تغییرات کیفی رودخانه‌ها در اقلیم‌های خشک مستلزم شناسایی فرایندهایی است که غلظت املاح را در واکنش به تغییرات هیدرولوژیکی و اقلیمی کنترل می‌کنند. در این پژوهش، چارچوبی داده‌محور باهدف طبقه‌بندی سطوح شاخص کل جامدات محلول (TDS )  و ارزیابی سهم نسبی متغیرهای اقلیمی و هیدرولوژیکی در تبیین تغییرات کیفی رودخانه گلمکان طراحی گردید. داده‌های روزانه‌ی TDS و دبی طی سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۲ از شرکت آب منطقه‌ای خراسان رضوی، و داده‌های اقلیمی شامل دما، بارش، تبخیر و رواناب از پایگاه اروپایی پیش‌بینی‌های میان‌مدت جوی (ERA5 ) گردآوری و تلفیق شدند. به‌منظور تحلیل داده‌ها، از دو الگوریتم Random Forest (RF)  و Extreme Gradient Boosting (XGBoost) برای استخراج ساختار طبقه‌بندی و تعیین اهمیت نسبی متغیرها استفاده گردید. نتایج حاصل از ارزیابی مدل‌ها بر روی داده‌های مستقلِ آزمون بیانگر آن بود که دقت کلی RF برابر با ۷۳٫۵% و XGBoost  برابر با ۷۰٫۶% است. تحلیل اهمیت نسبی متغیرها نشان داد که الگوی تغییرات TDS عمدتاً تحت کنترل مؤلفه‌های هیدرولوژیکی جریان و تبخیر قرار دارد به طوری که کاهش دبی در شرایط تبخیر بالا منجر به افزایش غلظت املاح و تغییر در ساختار طبقات کیفی می‌شود. یافته‌ها بیانگر آن است که بخش عمده‌ی تغییرات کیفی رودخانه ناشی از فرایندهای تدریجی انباشت و رقیق‌سازی املاح است. چارچوب ارائه‌شده با تمرکز بر تحلیل ساختاری و تفسیرپذیری روابط میان متغیرها، قابلیت تبیین الگوهای مؤثر بر کیفیت آب را فراهم می‌کند و می‌تواند در تصمیم‌سازی‌های مدیریتی مرتبط با پایش و کنترل کیفیت منابع مورداستفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
